صدای گام های تو ضربان زندگی من است با من راه بیا هنوز تشنه ی زنده بودنم

10 نکته برای ارسال پیامک تبلیغاتی جهت جذب مشتریان

اگر مانند اکثر صاحبان مشاغل هستید که در حال حاضر بازاریابی آنلاین را در اولویت خود می دانید. به نظر می رسد که علاوه بر ایمیل، اکثر اشکال بازاریابی مستقیم را نیز کاملاً کنار گذاشته ایم. وقت آن است که به اصول اولیه برگردیم. بیایید به خود یادآوری کنیم: بازاریابی پیامکی چیست؟ این یک روش تبلیغاتی برای تماس مستقیم با سرنخ ها از طریق پیام های متنی است. مشاغل کوچک می توانند از این استراتژی سود زیادی ببرند ، به ویژه هنگامی که می خواهند پیشنهادی حساس به زمان ارائه دهند. اما مانند هر روش تبلیغاتی دیگر ، بازاریابی پیامکی باید به روش صحیحی انجام شود. 

پیامک تبلیغاتی آن دست پیامک هایی هستند که به منظور تبلیغات کسب و کار و برند در غالب اس ام اس انبوه ارسال می شوند. پیامک تبلیغاتی با اصول درست خود راه وسیعی را برای کسب و کارتان باز می کند. برای آشنایی بیشتر مراجعه کنید به hamkaransms.com. ارسال پیامک تبلیغاتی به صورت انبوه که در آن به بانک شماره های مخاطبین خود پیامک ارسال می کنید. ارسال پیامک تبلیغاتی از طریق دکل بی تی اس(BTS) که می توانید به افرادی که در محل کسب و کارتان هستند پیامک ارسال کنید. ارسال پیامک تبلیغاتی از طریق تفکیک سن و جنسیت که می توانید به صورت هدفمند به مخاطبین خود پیامک ارسال کنید.
شاید سوالی که اکنون ذهن شما را به خود مشغول کرده است، این باشد که برای ارسال تبلیغات پیامکی به کجا باید مراجعه کنید؟
در پاسخ به این سوال باید گفت شما نیازمند خرید پنل پیامک تبلیغاتی هستید. خیلی کوتاه در توضیح پنل اس ام اس تبلیغاتی میتوان گفت پنل پیامک تبلیغاتی نرم افزاری در فضای اینترنت است که شما را قادر می سازد تا به مخاطبان و لیست شماره هایی که دارید پیامک تبلیغاتی یا خدماتی ارسال کنید.

10 نکته: نحوه انجام بازاریابی پیامکی به روش صحیح از طریق ارسال پیامک تبلیغاتی

1. بفهمید بازاریابی پیامکی چه چیزهایی است و چه چیزهایی نیست

 این اصطلاح سرویس پیام کوتاه، چیزهای زیادی می گوید: اگر قصد دارید به بازاریابی پیامکی بپردازید ، باید از آن برای پیام کوتاه استفاده کنید که مزاحمتی برای گیرندگان ایجاد نمی کند. حتی به ارسال چندین پیام در یک روز فکر نکنید. گیرندگان را با پیام های مربوط به همان موضوع بارها و بارها اذیت نکنید. مختصر باشید و مستقیم به اصل مطلب بروید.

2. استفاده از پیام های رسانه های اجتماعی را در نظر بگیرید، همچنین 

وقتی به مشتریان بالقوه پیشنهاد می کنید بخشی از مبارزات بازاریابی پیامکی شما شود ، ممکن است آنها شک داشته باشند. شما می توانید یک گزینه کاملاً بی ضرر ارائه دهید: پیام های مستقیم اینستاگرام. آنها در مورد این پیام ها مطلع می شوند و شما می توانید همان پیشنهادی را که از طریق پیامک ارائه می دهید، ارسال کنید. بهترین قسمت این است که اگر از برنامه ای برای آن استفاده کنند، پیام های اینستاگرام را نیز در Mac دریافت می کنند. این پیام شما را از طریق چندین دستگاه گسترش می دهد. به آرامی ، شما اعتماد آنها را جلب خواهید کرد و تعداد بیشتری از مشتریان بالقوه در این کمپین پیامکی مشترک می شوند.

3. از یک سامانه پیامکی یا پنل اس ام اس قابل اطمینان استفاده کنید

اگر قصد دارید از پنل پیامکی را برای طراحی و اجرای این کمپین برای نام تجاری خود استخدام کنید، باید مطمئن ترین آن باشد. آن پنل اس ام اس باید در عرض چند دقیقه ارسال پیامک ابنوه به کل مخاطبان شما را انجام دهد. پیام ها به صورت خودکار باید ارسال شوند، بنابراین نیازی نیست که آنها را یکی یکی ارسال کنید. اما شما اطلاعات خصوصی مخاطبان خود را با این سرویس به اشتراک می گذارید ، بنابراین باید امن ترین سامانه پیامکی باشد که می توانید پیدا کنید.

4. شخصی سازی پیام ها

96٪ از بازاریابان موافق هستند که می توانند با تکیه بر شخصی سازی ارتباط با مشتریان خود را بهبود بخشند. درج نام گیرنده در متن می تواند کارهای زیادی انجام دهد. آره؛ آنها می دانند که این یک پیام خودکار است. اما وقتی کسی مستقیماً آنها را خطاب می کند احساس متفاوت می شود. می توانید برای روز تولد آنها پیامک ارسال کنید و یک کد تبلیغاتی ویژه که به مدت یک هفته معتبر است ، در  اختیار آن قرار دهید.

5. عملکرد کمپین را پیگیری کنید

پلتفرم های های رسانه های اجتماعی به شما گزارش می دهند ، که تأثیر تبلیغات شما چه بوده است. چگونه اثربخشی کمپین متنی را ردیابی می کنید؟ اینها عواملی هستند که می توانند اندازه گیری شوند: میزان پاسخ از طریق تعداد کل پیام های ارسالی، میزان پولی که کسب و کار شما کسب می کند در مقابل مبلغی که برای این کمپین خرج می کنید تعداد راهنمایی هایی که برای کمپین ثبت نام می کنند در مقابل تعداد از گیرنده هایی که پیش بینی کرده اید اگر از یک پنل اس ام اس عالی استفاده می کنید ، تحلیلی آماده برای خواندن دریافت خواهید کرد. اما اگر قصد دارید کمپین خود را اجرا کنید، به این عوامل توجه کنید!

موافقین ۰ مخالفین ۰
Mostafa

کجایی که من بی قرارم...

امشبم مثل هرشب یه نامه برات مینویسم مینویسم

 

 


مینویسم میخوام خون بشه چشم خیسم

 

 

 


امشبم پُر شده کاغذ از اسمت از اشک چشمم

 

 

 

 


مینویسم مینویسم میخوام باورت شه دیوونم عزیزم

 



کجایی بیا خیلی تنهام

 


کجایی که تاریکه دنیام

 

 

 

 


برات مینویسم یه نامه

 

 

 

 

 


کجایی که غم تو چشامه

 

 

 

 

 



کجایی که من بی قرارم

 

 


کجایی که طاقت ندارم

 


کجایی بیا بسه دوری

 

 

 

 

 


چجوری تونستی چجوری

 

 

 

---

امشبم مثل هرشب یه نامه برات مینویسم مینویسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مینویسم میخوام خون بشه چشم خیسم

 

 


امشبم پُر شده کاغذ از اسمت از اشک چشمم

 

 


مینویسم مینویسم میخوام باورت شه دیوونم عزیزم

 

کجایی بیا خیلی تنهام

 

 

 


کجایی که تاریکه دنیام

 

 

 

 


برات مینویسم یه نامه

 

 

 

 

 


کجایی که غم تو چشامه

 

 

 

 

کجایی که من بی قرارم

 

 


کجایی که طاقت ندارم

 

 

 

 

 


کجایی بیا بسه دوری

 

 

 


چجوری تونستی چجوری

 

 

موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa

داستان عاشقانه زیبا و غمگین- حتما بخوانید

 

داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین

 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

 

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.


دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.

 

در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

 

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.

 

دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.

 

دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.

 

زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

 


ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

 

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟

پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.

چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.

 

مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟

 

پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.


مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟

 

مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.

 

پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟

 

پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟

 

کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

 


معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.

 

موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa